بحران نیروی کار در بزرگترین کارخانه فولاد ایران؟ | روایت تعدیل و تعلیق پنهان پس از حملات موشکی

رویداد۲۴ | امیرحسین جعفری- - دشمن آمریکایی و اسرائیلی فولاد مبارکه را دو بار زد؛ بار اول، موشکها نیروگاهها را هدف گرفتند، اما بار دوم، حمله مستقیم به قلب تولید بود. جایی که کورهها روشن بودند، خطوط تولید نفس میکشیدند و هزاران کارگر، زندگیشان را با صدای فلز و آتش تنظیم کرده بودند. با همان حمله دوم، ناگهان همه چیز قفل شد. بیش از ۲۷ هزار نیروی کار فولاد مبارکه در شوکی ناگهانی فرو رفتند؛ کارخانهای که تا دیروز یکی از نمادهای ثبات صنعتی کشور بود، حالا به شهری نیمهخاموش تبدیل شده است.
طبق اطلاعات رسیده به رویداد۲۴، تنها حدود دو هزار نفر از کارکنان این مجموعه پس از حملات به محل کار بازگشتهاند؛ عمدتاً نیروهای اداری، روابط عمومی، بخش فروش و دفتر مدیریت. در بخش تولید، اما سکوت سنگینی حکمفرماست. باشگاه ورزشی فولاد مبارکه هم تعطیل شده و گفته میشود برای راهاندازی مجدد آن، نزدیک به یک همت بودجه لازم است. تعطیلیای که طبیعتاً بدون تعدیل نیرو و حذف هزینهها ممکن نیست.
هدف قرار گرفتن فولاد مبارکه، تصادفی نبود. دشمن میدانست چرا به جای ذوبآهنِ زیانده، باید سراغ فولاد مبارکه برود؛ شرکتی سودده، استراتژیک و حیاتی که ضربه خوردنش، فقط یک بحران صنعتی نیست، بلکه میتواند زنجیرهای از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
از حقوق ۱۰۰ میلیونی تا اسنپ و تپسی
بیشتر بخوانید:
حمله به فردای اقتصاد ایران | انفجار صنایع فولاد چگونه سرآغاز دومینوی بحران در برق و معیشت خواهد بود؟
بازار داغ بیمه بیکاری در جنگ | تعدیل نیروی صنایع و رسانهها و بار سنگین بر دوش صندوقهای بازنشستگی
اگر این روزها در خیابانهای اصفهان قدم بزنید، نشانههای این بحران را میشود با چشم دید. تعداد رانندگان تاکسیهای اینترنتی به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده و اگر چند دقیقهای با آنها همصحبت شوید، خیلی زود متوجه میشوید بخشی از آنها همان کارگران و نیروهای سابق فولاد مبارکهاند؛ آدمهایی که تا چند ماه پیش با لباس کار در خطوط تولید فولاد ایستاده بودند و حالا پشت فرمان خودرو، مسافر جابهجا میکنند.
این تغییر ناگهانی فقط یک جابهجایی شغلی نیست؛ نشانه آن است که در وضعیت حقوق و مزایای نیروها تغییرات جدی رخ داده. برخی دیگر از نیروهای فنی که حاضر نبودند کاهش حقوق یا بلاتکلیفی بازسازی را تحمل کنند، به کارخانههای فولاد یزد و خراسان مهاجرت کردهاند. حتی در اپلیکیشن «بله» کانالی با عنوان «کاریابی پرسنل پروژهای فولاد مبارکه» شکل گرفته که هر روز برای نیروهای بیکار شده، آگهی استخدام منتشر میکند.
بیمه بیکاری یا تعلیق پنهان نیروها؟
در مقابل، دولت روایت دیگری دارد. احمدنیا، رئیس امور اطلاعرسانی دولت، مدعی شده است: «شرکت فولاد مبارکه نهتنها هیچ نیرویی را تعلیق یا اخراج نکرده، بلکه تمام حقوق و رفاهیات بیش از ۳۰ هزار پرسنل خود را بهصورت کامل پرداخت کرده است.»
اما برآوردهای غیررسمی از خسارت جنگ، تصویر دیگری ترسیم میکنند؛ فولاد مبارکه برای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، دستکم چهار سال فاصله دارد. چهار سال زمان برای صنعتی که حالا هم باید هزینه بازسازی را تأمین کند و هم این حجم از نیروی انسانی را حفظ کند؛ مأموریتی که ساده به نظر نمیرسد.
شنیدههای رویداد۲۴ از کارکنان سابق این مجموعه نشان میدهد در روزهای ابتدایی پس از حملات، به نیروها اطمینان داده شده بود که حقوقها بدون مشکل پرداخت میشود. اما خیلی زود ورق برگشت. مدیران مجموعه، بهدلیل فشار مالی، به سراغ دولت و تأمین اجتماعی رفتند تا بخشی از بار هزینهها را از طریق بیمه بیکاری جبران کنند.
در نهایت، طبق همین شنیدهها، حقوق نیروهای باقیمانده به حداقل اداره کار تقلیل پیدا کرده است. اتفاقی که برای برخی نیروهای متخصص، چیزی شبیه سقوط آزاد بوده؛ کارگرانی که پیش از جنگ بهدلیل مهارت فنی خاص، حقوقهای بالای ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکردند، حالا باید با رقمی نزدیک به یکپنجم درآمد سابق زندگی کنند. این فقط کاهش حقوق نیست؛ فروپاشی یک سبک زندگی است. آدمهایی که زندگی، قسط، اجاره، مدرسه فرزند و آیندهشان را بر مبنای درآمد بالا تنظیم کرده بودند، حالا ناگهان به کف حقوق کارگری رسیدهاند.
از سوی دیگر، برخی کارکنان نگراناند که این کاهش حقوق، مقدمهای برای تعدیل گستردهتر باشد. چراکه وقتی مبنای حقوق به حداقل اداره کار تقلیل پیدا کند، در صورت اخراج یا بیکاری در ماههای آینده، مبنای پرداخت بیمه بیکاری هم دیگر همان حقوقهای بالا نخواهد بود، بلکه بر اساس حداقل دستمزد محاسبه میشود. به بیان دیگر، تعلیق نیروها در این وضعیت، عملاً به سود دولت و صندوقهای بیمه تمام میشود.
روابط عمومی فولاد مبارکه در پاسخ به پرسش رویداد۲۴ اعلام کرده که «این نهاد نمیتواند هیچ ادعایی را تأیید یا رد کند»، اما در عین حال اذعان کرده که «شرایط جنگ، مسلماً همه چیز را تغییر میدهد.»
چرا بازگرداندن کارگر صنعتی آسان نیست؟
بحران فولاد مبارکه، فقط بحران یک کارخانه نیست؛ بحران نیروی کار صنعتی در ایران است. سه سال است که صنایع مختلف از کمبود نیروی کار مینالند. کارخانهها بارها هشدار داده بودند که نسل جدید، دیگر حاضر نیست با هر شرایطی در محیطهای سخت صنعتی کار کند. نسل دهه هشتادی، برخلاف نسلهای قبل، رابطهای تقابلی با نظم خشک کارخانه دارد و این بحران را پیچیدهتر کرده است.
البته شرایط فولاد مبارکه با بسیاری از کارخانههای دیگر متفاوت بود. حقوق و مزایای کارگران این مجموعه، بهویژه در مقایسه با ذوبآهن، وضعیت بهتری داشت و همین مسئله باعث شده بود فولاد مبارکه هنوز بتواند بخشی از نیروی متخصص خود را حفظ کند. اما حالا جنگ، همان نقطه اتکای اقتصادی را هم از بین برده است.
از سوی دیگر، بخش مهمی از نیروهای متخصص صنعتی طی سالهای اخیر مهاجرت کردهاند و شرایط جذب نیروی ماهر سختتر از همیشه شده است. حالا نیز بخشی از کارگران صنعتی که از کارخانه جدا میشوند، جذب مشاغل خدماتی و آزاد خواهند شد؛ مشاغلی که هرچند امنیت شغلی کمتری دارند، اما دستکم آزادی بیشتری به آنها میدهند.
مشکل اینجاست که بازگرداندن کارگر صنعتی به کارخانه، پس از یک دوره طولانی بیکاری یا کار خدماتی، ساده نیست. کارخانههای بزرگ اگر امروز به فکر حفظ نیروهایشان نباشند، فردا ممکن است دیگر نیرویی برای بازگشت وجود نداشته باشد.
اقتصاد خدماتی ایران هم اگرچه زیر فشار جنگ کوچک شده، اما هنوز برای بخشی از این نیروها جذابتر از بازگشت به کارخانهای است که آیندهاش نامعلوم به نظر میرسد. همین ترس و بیثباتی، آرامآرام کارگران را از صنعت دور میکند؛ شاید نه با صدای انفجار موشکها، بلکه با صدای خاموش شدن تدریجی کورهها.


